رقص نگاه - ایرج بسطامی

امشب به بیداری نشسته ، چشمان خواب آلود من

این چشم خواب آلوده امشب ، دارد ز بیداری سخن

نقش رخ زیبای تو ، بینم ز پیدا و نهان

در این دل و در پردۀ ، ابر سپید آسمان

رقص نگاهم ، دارد تماشا ، در ساحل دریای شب در ساحل دریای شب

ای موج شادی ! من تو را ، جویم در این دنیای شب

نالد ز مهرت عاشقانه ، جور زمان سازد بهانه

از آتش عشق تو نالد ، وز شوق تو خواند ترانه

این شعلۀ غم ، این عشق سرکش

سوزد ز بند ِ ، جانم در آتش

کز دیدۀ بد ، دورت بدارد

عاشق در این ره ، جان می سپارد

نقشت نشسته ، در دیدۀ بی خواب من

بر موج مویت ، رقصد دل بی تاب من

نقش رخ زیبای تو ، بینم ز پیدا و نهان

در این دل و در پردۀ ، ابر سپید آسمان

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر