نميدونست دلم كه پريشوني چيه - ایرج

نميدونست دلم كه پريشوني چيه

سر به گريبوني چيه

نميدونست دلم شب باروني چيه

گريه پنهوني چيه

شيشه ها سنگ شد و ناله آهنگ شد و لاله دل تنگ شد و

بنفشه بيرنگ شد و

دل من عشقو شناخت




واسه تو عقلشو باخت

واسه ديوونگيات




منه ديوونه رو ساخت

تو كه گفتي عاشقي

حرف شور و مستيه

حرف زانو زدن و ذكر خدا پرستيه

تو نگفتي عاشقي حرف ويروون شدنه

سر ديوونگي و سر به گريبون شدنه

من شبها نخفتم و




از غم تو گفتم و

از تموم قصه ها

اسم تورو شنفتم و

دل من عشق و شناخت

واسه تو عقلشو باخت

واسه ديوونگيات

منه ديوونه رو ساخت

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر