نوایی - دریا دادور

نوایی نوایی نوایی نوایی
جوانی بگذرد ، تو قدرش ندانی

غمت در نهان خانه ی دل نشیند
بنازی که لیلی به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست و مشکل نشیند

نوایی نوایی نوایی نوایی
جوانی بگذرد ، تو قدرش ندانی

بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم

که از گریه ام ناقه در گِل نشیند

نوایی نوایی نوایی نوایی
جوانی بگذرد ، تو قدرش ندانی


هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر